قلعه شاداب شهیون

آرامگاه یعقوب لیث صفاری
آرامگاه یعقوب لیث صفاری
۱۳۹۸-۰۲-۱۸
 
یکی از مناطقی که در سفر به دزفول نباید از دست بدهید و اتراق به شما پیشنهاد بازدید میده روستای پامنار منطقه شهیون در شمال دزفول است که نزدیک به چهل خانوار و بیش از ۲۵۰ نفر سكنه دارد. منطقه شکار ممنوع قلعه شاداب با مساحت حدود ۵۰۰۰ هکتار در ۴۰ کیلومتری شمال شهرستان دزفول قرار دارد که در بخش شهیون با ارتفاع ۷۰۰ الی ۸۰۰ متر از سطح دریا از ضلع غربی مشرف به دریاچه سد دز و از شمال به روستاهای اسلام آباد، پامنار و از جنوب به رودخانه دز و از شرق به روستاهای بیشه بزان و بازارگه منتهی می گردد.
اما آنچه جذابیت سفر را به این روستا دو صد چندان میکند قلعه شاداب یکی از بزرگترین قلعه‌های طبیعی ایران در دل کوه است که ۱۰ کیلومتر طول و ۴ کیلومتر عرض دارد و با بسیاری از بناهای دیگر که نام قلعه به خود دارند، متفاوت است. دیواره این قلعه در دوره چهارم زمین‌شناسی در اثر ریزش یکپارچه و عمودی دیواره‌های بنا و همچنین فرسایش ناشی از طغیان رودخانه به وجود آمده‌اند.
این قلعه تا اوایل دهه ۶۰ خورشیدی همچنان ساکنانی در خود داشت. تاریخچه این قلعه تاریخی را به دوران ساسانی نسبت می دهند. اما عده ای دیگر معتقدند که در دوران حکومت ایلامیان از این دژ به نحو مفیدی استفاده می شده چرا که انسان مکانی امن را در کنار رودخانه برای سکونت انتخاب می کرد.

وسعت کوهی که این قلعه بر آن قرار گرفته و همچنین جای مناسب آن که اشراف کامل به منطقه دارد و قرار گیری آن در کنار رودخانه دز و وجود زمین های حاصلخیز از ویژگیهای ممتاز این قلعه برای سکونت بوده است. در قلعه شاداب ۷ طایفه مثل شهایی، کایدگپ، کاید خورده، نرکی، پاپی، تختایی و چمایی با هم زندگی می کردند که ساکنان این منطقه هفت لنگ هستند. به اقامتگاه ها و مکانهای زندگی قلعه شاداب "کلاوه" می گویند که برای خود تعیین حدود داشته و خرید و فروش می شد.

تنها راه ورود به این قلعه طبیعی از طریق دروازه‌ ای است که در ضلع شمالی آن و در مجاورت روستای اسلام‌ آباد قرار گرفته.
در بازدیدتان از قلعه شاداب اشکفت هایی را میبینید که هر کدام به یک خانواده تعلق داشته. مثل اشکفت نثارمحل که هم نگهداری آذوقه در آن صورت می گرفت و هم محل دیده بانی بود. هرچه در قلعه تاریخی طبیعی شاداب پیش می روید و از آن بالا کوهها و دره های بسیار در زیر پایتان است با اشکفت های دیگری هم مثل کلاوه، برگه مو، اسفندیاری، چویل سون (متعلق به طایفه تختایی و چمایی)، برگ چوک ( نرکی ها)، برگ فردی (کاید گپ)، گرمحل (پاپی و کاید خورده) و... مواجه میشوید.
مردمان قلعه:
مردم ساکن در این قلعه تاریخی و طبیعی از زندگی ساده ای برخوردار بوده و خود تولید کننده و در نهایت مصرف کننده بودند و مابقی محصول مازادشان را می فروختند تا امرار معاشی هم داشته باشند. مردم در مقابل سختی ها و ناملایمات طبیعی مقاوم بودند و در نهایت برای مواقع ضروری داروهایی از گیاهان محلی تهیه کرده و برای مرهم درد خود استفاده می کردند. برای مثال از درختی به نام "زرو" شیره ای استخراج می کردند که خشک کرده و می ساییدند و قندی در آن حل کرده، به چشم بیمار می زدند و خوب می شد، یا "تی" و "پنبه" را با هم سوزانده با روغن حیوانی ترکیب کرده، مرهم درست می کردند و برای پیشگیری از عوارض ضربه سر، به سر می مالیدند. از موارد دیگر میتوان به مرهمی از روغن حیوانی و خرما گرم اشاره کرد که بر روی پای ورم شده یا پیچ خورده می بستند که تا فردا درد را برطرف کند.
منابع:
fa.wikipedia.org
taryana.ir
lastsecond.ir
kojaro.com
tripyar.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *